کافی شاپ
|
|
با دوستم رفته بودم 1کافی شاپ دنج.
ادم هاش رو دوست دارم.خیلی با من فرق دارن.از این تیپ های هنری که میشینن حرف میزنن و بحث میکنن و سیگار میکشن و قهوه میخورن.
تو گروه های 4الی5نفری میشینن و گاهی چیزی میخورن و باصاحب کافی شاپ حرف میزنن و میروند.
بعضی ها هم تنها میان.میشینن پشت 1میز و قهوه میخورن و فکر میکنن و گاهی هم سیگار میکشن.بعد بی صدا میروند.
به نظر من همه شون زمانی عاشق بودند ولی حالا عشقشون تنها گذاشتتشون و اونها میان اینجا که خاطراتشون رو زنده کنن.
کاش من هم جزو اون گروه ها بودم.هرچی که هستن باهمن.اگه 1نفرشون شکست عشقی هم بخوره بقیه دورش هستند و تحمل اون شکست رو براش آسون میکنن.
دوستیهاتون پایدار...
ارادتمند نگار
نظرات شما عزیزان:
امید 
ساعت1:14---4 آبان 1395
خانم دکتر نگار
چی چی خیست؟!!!!! پاسخ:سرچ کن امید.کم کم خودت جواب سوالات رو پیدا کن که خودکفا بشی پسرم
اشتا 
ساعت23:39---3 آبان 1395
سلام نه خانم دکتر نگارمتاسفانه فراموش نمیشه.البته من اصلا مزاحمتی خدای نکرده برای اون یاخانمش ایجاد نمیکنم اصلا خبر نداره که بهش علاقه داشتم فقط خودم رو دارم اذیت میکنم ازاول هم هیچی نبود فقط یک رابطه کاری درحد سلام کردن.همین. پاسخ:چی به دست میاری با اذیت کردن خودت؟اگه آروم میشی با اذیت خودت رک بگم که یک مازوخیست هستی عزیزم
اشتا 
ساعت14:46---3 آبان 1395
سلام خانم دکتر نگار.خوش به حالتون که فرصتش رو داشتید که به کسی که علاقه داشتید محبت کنید من که این فرصت رو نداشتم علاقه داشتم ولی هیچ وقت نتونستم بگم من ارزوم بود میتونستم بهش محبت کنم یا حداقل می فهمید ولی فقط یک علاقه یک طرفه که نه تنها خودش هیچ کس دیگه هم نفهمید پاسخ:ولش کن بابا.تموم شده.اون الان با1زن دیگه است.همین که با 1زن دیگه است برای فراموش کردنش باور کن کافیه
امید 
ساعت20:14---2 آبان 1395
خانم دکتر نگار
بیایید ما هم
من
شما
رهگذر
اشتا
یک گروه تشکیل بدیم .gif) پاسخ:فکر خوبیه امید.شاید تشکیل دادیم
رهگذر 
ساعت19:33---2 آبان 1395
سلام. با قهوه و دوره همی موافقم اما سیگار اصلا ، حال این کافی شاپ اسم و آدرس نداشت برویم فیض ببریم. .gif) پاسخ:سلام.دوستم منو برد.اسمش یادمون نیست.نزدیک پل حافظ بود.اسمش یادمون اومد مینویسم
|
یک شنبه 2 آبان 1395برچسب:, |
|
|
|